* ورود به سایت_

مدیر سایت: احمد خیری

 

شلمزار، مهد قهرمان پروزی
نگارش یافته توسط احمد خیری دستنائی   
24 فروردين 1391 ساعت 12:24

Sample Image

همین كه رییس فدراسیون دوومیدانی جمهوری اسلامی ایران به صورت اختصاصی بنای بازدید از شهر شلمراز را گذاشت،مشخص است كه شهر شلمزار برای دوومیدانی ایران تا چه میزان دارای اهمیت است. شهر شلمزار چهارمحال و بختیاری مهد قهرمان پروری دوومیدانی ایران در رشته پرتاب دیسك است و در تمرینات پرتابگران دیسك شلمزاری ركوردهای ایران هر بار شكسته می‌شود. در دوران گذشته در چهارمحال وبختیاری دوومیدانی كارانی همچون مصطفی قنبری بروجنی، محمد قنبری بروجنی و داریوش صمیمی شلمزاری تیم دوومیدانی ملی جمهوری اسلامی ایران را همراهی كرده‌اند و پرورش قهرمانان این رشته همچنا ن ادامه دارد. اما در یك دهه اخیر نیز در ورزش دوومیدانی عباس صمیمی،سجاد مرادی ، محمد ارزنده ، روح الله عسگری ، روح الله امانی ، محمد صمیمی ، محمود صمیمی و محمد شیریان از چهارمحال وبختیاری بر بلندای قهرمانی آسیا ایستادند.

در شهر شلمزار با 36 هزار نفر جمعیت قهرمانانی همچون داریوش ، عباس ، محمد و محمود صمیمی در رشته پرتاب نیزه در سطح آسیا مطرح شده‌اند. محمود حمزه پور در رشته دوو میدانی اهل شلمزار با پرتاب 66 متر و68 صدم سانتیمتر علاوه بر رکودشکنی پرتاب نیزه جوانان کشور درمسابقات جایزه بزرگ تهران نخستین بار سهمیه مسابقات جهانی چک و مسابقات آسیایی اندونزی راازآن خود کرد. دراین رقابتها محمد شیریان ، محمد صمیمی، داود ملکپور در پرتاب دیسک و مسعود خلیلیان و داود ملکپور در پرتاب وزنه حایز رتبه های برترند. به گفته مربی تیم نوجوانان و جوانان ملی دوو میدانی جمهوری اسلامی ایران، ركورد آسیایی پرتاب دیسك توسط ورزشكاران شهر شلمزار در چهارمحال و بختیاری رقم می‌خورد. داریوش صمیمی  در گفت و گو با ایرنا افزود: این ركوردها در ماده پرتاب دیسك در رده سنی جوانان ، نوجوانان و بزرگسالان به ثبت می رسد. به گفته وی، تاكنون ركورد پرتاب دیسك مسابقات جهانی نیز توسط محمود صمیمی شكسته شده است و این قهرمانی جوان شلمزاری، ركورد جهانی پرتاب دیسك جهان را در تمرینات روزانه خود جابجا کرد.

سرمربی تیم ملی دوومیدانی نوجوانان و جوانان ایران می گوید: ركود جهانی پرتاب دیسك پیش از این 66متر بود، كه این ورزشكار شلمزاری موفق به كسب ركورد 69متر و 30سانتیمتر در تمرینات شد. صمیمی اظهار داشت:با كسب این حد نصاب ركورد جهانی، ورزشكاران چهارمحال و بختیاری نشان دادند كه شلمزار قطب واقعی پرتاب دیسك در ایران است. به گفته وی، این ركورد جهانی در پیست غیر استاندارد و زمین‌های خاكی شهر شلمزار كسب شد و درصورت احداث یك پیست استاندارد ركوردهای جهانی دیگر نیز از سوی ورزشكاران این رشته پایه در چهارمحال وبختیاری حاصل خواهد شد. صمیمی افزود: جوانان و نوجونان از پیست خاكی شلمزار خود را به ورزش دوومیدانی ایران و آسیا معرفی كرده‌اند و مسوولان قول مساعد برای ایجاد یك پیست استاندارد در این منطقه را داده اند. به گفته وی، رایزنی برای تبدیل شهرستان كیار در چهارمحال وبختیاری به عنوان قطب رشته پرتاب دیسك جریان دارد و این منطقه می‌تواند به عنوان قطب بین‌المللی پرتاب دیسك آسیا انتخاب شود تا علاوه بر راه اندازی پیست بین المللی یك هتل برای اسكان قهرمانان نیز دایر شود. علی شیریان، محمد صمیمی ،محمود صمیمی ، محمود حمزه ، محمد شیریان، عباس صمیمی و داریوش صمیمی در رده‌های مختلف تیم‌های ملی دوومیدانی در رشته پرتاب دیسك فعالیت دارند. محمد صمیمی نیز با ركورد 64/35متر و محمود صمیمی با ركورد 64/15در رنكینگ تاپ چهاردهم و پانزدهم جهانی جای دارند.

رییس فدراسیون دوومیدانی جمهوری اسلامی ایران در سفر اختصاصی به شهر شلمزار تاكید كرد: این شهر یكی از شهرهای مهم ایران در پرورش قهرمانان رشته پرتاب دیسك است. افشین داوری در گفت وگوی اختصاصی با ایرنا افزود: وجود پرتاب گران دیسك در شهر شلمزار این شهر را به عنوان مهد قهرمان پروری تبدیل كرده است و سرمایه گذاری و فراهم كردن زیر ساخت رشته پرتاب دیسك در این شهر ضروری است. به گفته وی،وجود عباس صمیمی شلمزاری تقطه قوتی برای فدراسیون در این رشته است كه جوانان از تجربیات این ملی پوش سابق و دارای مدال آسیایی می توانند تجربه های فراوانی كسب كنند. به گزارش ایرنا،به دلیل ارتفاع دو هزار متری از سطح دریا، چهارمحال و بختیاری از سوی كارشناسان ورزشی به عنوان یكی از مستعدترین مناطق برای ورزشهای انفرادی به ویژه دو و میدانی اعلام شده است 

تاریخ بروز رسانی ( 26 فروردين 1391 ساعت 11:25 )
 
خاطرات آزاده جانباز بیژن کریمی
نگارش یافته توسط احمد خیری دستنائی   
05 آذر 1390 ساعت 10:17

 Active Image

...دعوا و كتك‌كاري بين بچه‌ها بالا گرفته بود. اين‌ها نتيجه‌ي آثار زيانبار «شايعه» در محيط اردوگاه بود. همان «جنگ رواني» رژيم عراق عليه اسراي ايراني. روزهاي اسارت پشت سر هم با وقايع جديد و گاه ناگوار مي‌گذشت. بار دوم، آزادي بي‌قيد و شرط «مجروحان» را شايعه كردند. خبر در اردوگاه پيچيد:«همين روزها قراره براي آزادي مجروحان، از صليب‌سرخ بيان.» وقتي شايعه‌اي را طرح مي‌كردند زواياي آن را مي‌سنجيدند و همه‌ي امكانات آن را فراهم مي‌كردند تا به حقيقت خيلي خيلي نزديك باشد.

با توجه به شايعه‌هاي قبلي، ابتدا اين خبر را خيلي جدي نگرفتيم. اما خبرها با شكل‌هاي متفاوت روز به روز داغ و داغ‌تر داده مي‌شد. حتي وقتي براي مداوا به بيمارستان مي‌رفتم، راجع به اين موضوع حرف مي‌زدند. از نگهبان‌ها گرفته تا دكتر و پرستاران مي‌گفتند: « عراق پاي‌بند به مفاد صلح و قطعنامه‌ست! و براي اينكه حسن نيت خودش رو نشان بده، به صورت يك‌طرفه مجروحان ايراني رو آزاد كنه!» اين اخبار داغ روز به روز شدت و قوت بيشتري به خود مي‌گرفت.....

با صد اميد بيرون رفتيم، اما از اتوبوس، صليب‌سرخ و آزادي خبري نبود! وقتي همه از بهداري بيرون آمديم، دوباره آمار گرفته شد و ارشد اردوگاه برايمان صحبت كرد. بي‌آنكه درباره‌ي آزادي و تبادل اسراي مجروح حرفي بزند گفت: «ما خواستيم شما رو از ديگران جدا كنيم تا با آسايشگاه‌هاي ديگه آشنا بشين! يه نوع جابه‌جايي. همه بايد جاهاشون رو با هم عوض كنند».متوجه شديم يك‌بار ديگر عراقي‌ها با آزار و اذيت‌هاي روحي ـ رواني خواسته‌اند ما را به بهانه‌ي آزادي جابه‌جا كنند....

دائماً نگران بوديم؛ وقتي از مرز گذشتيم و وارد خاك پاك ايران عزيز شديم، وقتي مراحل تشريفات و كار هركس تمام مي‌شد، اين فكر كه چگونه به شهر و خانه‌هايمان برويم، آيا مانند زمان جنگ كه براي رفتن به خانه از بليط امريه استفاده مي‌كرديم، بايد سوار بر اتوبوس به شهرمان برويم؟ و اينكه چگونه خانواده‌ها را مطلع كنيم كه فرزندشان بعد از چند سال مفقودالاثري باز گشته‌اند، ذهن همه‌مان را مشغول كرده‌ بود.

سر مرز وقتي جمعيت زيادي را از مردم ديدم، بسيار تعجب كردم؛ برخي از مردم عكس‌هايي از عزيزانشان در دست داشتند و دنبال گمشده‌هايشان بودند اما وقتي خودم و ديگران را مي‌ديدم كه غرق در بوسه‌ها و اشك شوق امت بوديم تازه فهميدم اين مردم خيلي بيشتر از تصور من خوب هستند كه كيلومترها راه از شهرهاي مختلف به همراه عكس فرزندان شهيد و مفقودشان فقط براي استقبال از ما آمده‌اند.

بخشي از نگراني‌ها برطرف شد؛ كم‌كم از اين شهر به آن شهر رفتيم و در هر شهر استقبال پرشورتري را ديديم به طوري كه مات و مبهوت مانده بوديم. خانواده‌ها و اقوام با مطلع شدن از بازگشت اسرا، كوچه‌ها را آذين‌بندي كرده بودند و رفت و آمدها زيادتر از گنجايش محله‌ها بود. روي دوش مردم تا داخل خانه و حياط پيش مي‌رفتيم، روزگار شيريني بود با آنكه تنها چند ساعت از فضاي پرتنش و خفقان‌آور اسارت به دور شده بوديم اما همه چيز فراموش‌مان شد.

خانه خودمان و تا چند خانه آن طرف‌تر مملو از جمعيت خودي و غير خودي بود. روزها تا يك ماه مردم از گوشه و كنار شهر به ديدن‌مان مي‌آمدند؛ مسئولان با جمعي از كارمندان از همه ادارات در يك برنامه‌ريزي از قبل تعيين شده، كادو به دست، به ديدن ما مي‌آمدند، ديد و بازديدها روز به روز كمتر شد تا بالاخره فرصتي پيدا كرديم با خانواده خوش و بشي كنيم...روزهاي بعد هم كم كم آمد، بي‌حوصلگي تمام در تنهايي خودم، خانه سوت و كور و درد فراق از ياران و هم‌سلولان و هم‌بندي‌ها دست به دست هم دادند تا مدت كوتاهي از آزادي نگذشته، راهي بيمارستان و بخش رواني‌ها شوم...

اینها قسمتی از واگويه‌هاي يك آزاده جانباز دفاع مقدس از سختي غربت در اسارت تا مظلوميت در وطن است.بيژن كريمي از جانبازان و آزادگان روستای دستنا می باشد كه 1001 روز از عمر خود را در اسارتگاه‌ تكريت عراق پشت سر گذاشت و در 9 شهريور 1369، به ميهن اسلامي بازگشت.این آزاده دفاع مقدس وقايع روزهاي تلخ و شيرين اسارت و حال و هوای روزهاي ابتدايي استقبال پرشور مردم و مسئولان بعد از بازگشت به ميهن اسلامي را روايت کرده است. هزار و یکشب کتابی خواندنی از سخت ترین شرایط زندگی در دوران اسارت ، یک رمان واقعی . یک داستان دنباله دار كه در 356 صفحه و در سال 1390 توسط انتشارات پيام آزادگان به چاپ رسيده است.قابل ذکر است که این اثر باتوجه به استقبال فراوان مردم، در چندین مراسم مورد تقدیر قرار گرفت .

تاریخ بروز رسانی ( 05 آذر 1390 ساعت 10:35 )
 
نظر شما در مورد سایت
 

حاضرین در سایت : 1 نفر مهمان
mod_vvisit_counterتعداد بازدیدکنندگان:44025

نقشه